جمعه 03 آذر 1391 , 12:00




تشنه همچون حسین(ع)
داود سامعی - باز محرم فرارسید وخیلی ازما ارادت خود را به انحاء مختلف به ساحت مقدس اربابمان حسین ابن علی علیه السلام سالار وسرور شهیدان ابراز می نمائیم، اما چندی پیش ودرروزگار معرکه کفروایمان وآزمایش روزگارمان که حسینیان ویزیدیان را دسته بندی نمود افرادی بانثار جانشان که همه هستی شان بود به امامشان لبیک گفتند.
یکی ازاین عزیزان شهید غریب ومظلوم ارتش اسلام، امیر سرتیپ شهید حاج "مهدی سامعی" معاون نظامی ورئیس تبلیغات وروابط عمومی لشگر 77 پیروز ثامن الا ئمه میباشد که به بیان خاطره یکی ازهمرزمانش میپردازیم:
بعد از فاجعه نظامی وحمله 1367/04/21 که دشمن بعثی در منطقه عمومی فکه به وسیله گازهای مخرب شیمیایی انجام شد و دشمن با استفاده از این وسیله غیر انسانی وارد سرزمین اسلامی ماشد. تعدادی از نخبگان رزمنده برای جلوگیری از پیشروی دشمن خود را به خط مقدم رساندند که از جمله آنها: شهید عزیزسرتیپ سامعی جمعی عقیدتی سیاسی لشکر 77 خراسان که علیرغم داشتن پنج فرزند قدونیم قد ومادری تنها دریکی ازروستاهای توابع بیرجند که تنها گذران عمر میکرد وبا توجه به اختیارواراده جهت بازگشت ازمعرکه خودرا به آغوش شهادت سپرد وشربت شهادت نوشید .
بعد از سرکوب حمله دشمن و باز پس گرفتن مناطق اشغال شده تعدادی از پرسنل عقیدتی سیاسی لشکر برای پیدا کردن جسد مطهر سرتیپ سامعی عازم منطقه مورد نظر شدیم بعد از مدتها جستجو پیکر منور و معطر آن شهید گران قدر را پیدا کردیم این شهید بزرگوار در لحظه احتضار خود را رو به قبله نموده بودواسناد و مدارک شخصی خود را به اطراف پراکنده نموده بودواز یک پای خود پوتین را درآورده بود معلوم شد که به نوک پوتین گلوله اصابت نموده است همه مدارک و مکتوبات آن شهید را جمع آوری نمودیم یک تکه کاغذ کوچک به دست نویسنده این خاطره رسید که شهید عزیز خطاب به حضرت امام حسین علیه السلام مرقوم نموده بود:
یا حسین تشنه لب ،افتخار می کنم که همچون تو با لب تشنه شهید می شوم. به پیکر پاک آن شهید دقیق شدیم مشاهده شد که دشمن از خدا بی خبر روی سر این شهید آمده است و بر سینه و لب های عطشان او سه تیر زده و او را با لب تشنه شهیده نموده است.
همچنین درزمان حیات طیبه اش درنامه ای به مادر محترمش نوشته بود:
بسم الله الرحمن الرحیم
مادر ارجمندم سلام علیکم
انشاءالله که حال شما کلاً" خوب باشد و کسالتی نداشته باشید. اگراز احوالات حقیر بخواهید سلامتی برقرار و کدورتی جز دوری شما ندارم. این دومین نامه است که برای شما ارسال می دارم انشاءالله که برسد.
به طوری که اطلاع دارید اول ماه ذیحجه به جبهه آمدم و انشاءالله فعلاً" هستم تا پانزده محرم و متاسفانه امسال عاشورا و تاسوعا را در خدمت شما نخواهم بود و خیلی دلم می خواست پیش شما باشم ولی امسال خدا نخواست و این طوری که معلوم است بایستی در جبهه باشم. امیدوارم که انشاءالله تاسوعا و عاشورا پیروز شویم که آن روز را در کربلا کنار قبر امام حسین (ع) باشیم. به هرحال هر چه خدا خواست همان خواهد شد.
شب های محرم که به مسجد تشریف می برید از شما التماس دعا دارم. برای خودم و رزمندگان اسلام ,برای سلامتی رهبر و برای پیروزی سریع رزمندگان اسلام ، برای شفای مجروحین ، برای آزادی اسرای ایران و برای هدایت خانواده و بچه ها دعا بفرمائید.
عموی آقا شیخ علی را پس از عرض سلام مجدد بفرمایید که از دعای خیر فراموش نفرمایند و در شب های محرم برای همه مسائل مطرح شده دعا بفرمایند.
مطلب دیگری به نظرم نمی رسد که برای شما بنویسم فقط التماس دعا دارم و شما را به خداوند تبارک و تعالی می سپارم. به امید دیدار فرزندتان مهدی
شود فدای بدن اطهر تو یا حسین خواهر تو یا حسین کو سر تو یا حسین
کجا رود زینب غم پرور تو یا حسین خواهر تو یا حسین کو سر تو یا حسین
روم کجا درد دلم را به که عنوان کنم بی تو و پایان کنم
من از فراق رخ تو پاره گریبان کنم شکوه زهجران کنم
فدای تو زینب بی یاور تو یاحسین خواهر تو یا حسین کو سر تو یا حسین
چگونه طفلان را به نبود تو برهان کنم قضیه پنهان کنم
مشکل این واقعه را چه نحو آسان کنم چگونه جبران کنم
تا تو در برم بودی تاج سری داشتم بال و پری داشتم
همچو ابوالفضل جوان برادری داشتم دلاوری داشتم
چگونه از کرب وبلا به شام ویران روم با دل گریان روم
جدا شوم از همه یاران به بیابان روم بی سر و سامان روم
کجا رود زینب غم پرور تو یا حسین خواهر تو یا حسین کو سر تو یا حسین
آری با فدا کردن پدری آسمانی حال دراین روزگار باید زانوهای غم را دربغل گرفته وبسرائیم :
دیدم همی ما را پدر همره محمل می رود
مهمانی بزم حسین تا پای محفل می رود
مهدی که نام آخرین رهبان بود راه خدا
سامع پدرم که بس شادان و مایل می رود
هم مریم و محبوبه هادی دیگر گلان ناز تو
در راه تو همراه عشق با درک کامل می رود
رفتی و داغ فراغت دلهای ما را شکست
اما به پیروزی خون بیان عامل می رود
مانده است نامت در دلم، ممزوج باشددر گلم
تمثال روی خوب تو ما را مقابل می رود.
برای شادی روح شهدا صلوات
الهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک
چون ندای یاور حق شد رسا
تا که باشد یاورم در این سرا
بود میر ساجدین (ع) بیمار تب
از قضای روزگار آن روز و شب
خواست تا جان را فدای او کند
جان نثاری بر نوای او کند
لیک قوت در تنش بر جا نبود
گوییا تن در برش آنجا نبود
زین سبب پیر و جوان را آزمود
نکته راز ولایت وا نمود
هر ولی کو وقت پروازش رسد
نوبت شاهی به همرازش رسد
پس به اسم اعظم ارشادش کند
وارهاند از غم و شادش کند
اسم اعظم سلطنت بر نینواست
او خلیفه بر تمام ماسواست
انبیا را زینت تاج و نگین
نام او هر دم فتوحات مبین
با مسیحا (ع) زندگی زیبنده شد
جسم او با اسم اعظم زنده شد
نوح و موسی (ع) با همین نام شریف
فاتح و پیروز بوده بر حریف
اولیا را در ولایت رهنما
اوصیا را در شفاعت آمنا
اسم اعظم بر کسی پوشیده نیست
جز گلی کز مهر او روئیده نیست
پس بفرمود آن امام سالکان
بهر زینب (س) اسم اعظم را نشان
شد نمایان جلوه مرآت حق
میهمان زینب (س) آمد ذات حق
همچو آن بیمار عابد در نماز
راز این معنی نگهدار مجاز
مصلحت دیده سپهسالار حق
زینب (س) آید واسطه در کار حق
اسم اعظم بهر بیماران شفاست
نوشداروی طبیبان را دواست
اسم اعظم را اگر سلطان دین
میدمیدی بر وجود عابدین (ع)
میشد از تلقین مولا تندرست
در گلستان امامت میشکفت
آنگه از شوق شهادت جانفشان
میدوید از بهر قتل کافران
چونکه زین العابدین (ع) میشد شهید
سلسله از این امامت میدرید
آت ذالقربی به زین العابدین (ع)
نسبت زهرا (س) بود با شاه دین
چون شجاعت را شهادت افضل است
پس ولایت با شهادت اکمل است
در زمین نینوا رب جلیل
رحمت بی منتها را شد دلیل
عبرتی آموز از پور علی (ع)
چشم دل بنما ز نورش منجلی
عبرت از پور علی (ع) رندانه جو
با خراباتی رهش مردانه پو
گو چه حد باشد شکیب آدمی
تا خراب آید ز غمهایش دمی
اصل هستی زاده آزادگیست
این حقیقت در کمال سادگیست
برادرجان ، کمیسیون پزشکی که در مراکز استانها از طرف معاونت بهداشت و درمان بنیادشهید و امورایثارگران تشکیل و به پرونده های پزشکی و درمانی جانبازان رسیدگی میکنن معمولا به تناسب موضوع مثلا برای تعیین احراز یا درصد از کارافتادگی ، درخواست های حالت اشتغال و ... تشکیل و با حضور پزشکان مرتبط با موضوع کمیسیون و با تخصص های مختلف ، پرونده ها و درخواستها رو بررسی و اعلام نظر میکنن.
و معمولا جای ثابت و مشخصی هم در مراکز استان ها ندارن که شما نامه بنویسید بنابراین بهترین راه اینه که به مسئول مربوطه در معاونت بهداشت و درمان استان خودتون مراجعه کنید یا مکاتبه بفرمایید که البته مراجعه حضوری بهتره چون ممکنه مدارکی از شما بخوان یا توضیحاتی لازم باشه.
انشاالله که تندرست و موفق باشید.

















