سه شنبه 12 خرداد 1405 , 16:23




معادلهٔ معکوس، از «جنگ محدود» تا «صلح فرسایشی»!
فاش نیوز - ۱)- راهبرد کنونی آمریکا علیه ایران، آغاز یک جنگ تمامعیار نیست، بلکه تحمیل یک «صلح فرساینده» است، وضعیتی که در آن، کشور نه درگیر جنگ است و نه در آرامش صلح. هدف از این «سایه جنگِ» دائمی، ایجاد یک «فلجسازی محاسباتی» در دستگاه تصمیمگیری و یک «فرسایش روانی، اقتصادی» در بدنهٔ اجتماعی است. در این بازی، دشمن با هزینه صفر، تلفات روزانهای را بر اقتصاد و امنیت روانی ما تحمیل میکند. ادامهدادن این بازی در زمین دشمن، یک خطای راهبردی است.
۲)- باخت «اقتصاد جنگ» در «خشم حماسی». تحلیل دقیق صحنه، ما را به یک «معادله معکوس» و عقلانی میرساند، هزینهٔ یک رویارویی محدود و کنترلشده برای شکستن این بنبست، بهمراتب کمتر از هزینه تداوم این صلح فرسایشی و پرهزینه است، زیرا موازنه قدرت به شکل بنیادین تغییر کرده است. عملیات «خشم حماسی» و نبردهای اخیر، این حقیقت انکارناپذیر را ثابت کرد که آمریکا «اقتصاد جنگ» را به ایران باخته است. منطق نبرد، دیگر بر برتری تجهیزات گرانقیمت استوار نیست. موشکهای پدافندی چندمیلیوندلاری آنها در برابر پهپادها و کروزهای ارزانقیمت ما دچار استیصال شده و ذخایر راهبُردیشان روبهاتمام است. آنها توان ورود به یک جنگ فرسایشی را ندارند، درحالیکه ما استاد این نبردیم.
۳)- «جنگ» بهمثابه «گنج». جنگ نه یک مصیبت، بلکه فرصتی برای دفع دائمی دشمن و ایجاد ثبات بلندمدت و بهعنوان ابزاری برای حل ریشهای مشکلات امنیتی و بازدارندگی است. در این منطق، «وضعیت تعلیق» که ناشی از عدم قطعیت و سایهٔ جنگ است، از خودِ جنگ زیانبارتر تلقی میشود، زیرا به طور مداوم به «اقتصاد» و «روحیه جامعه» آسیب میزند. آمریکاییها برای بازگشت به شرایط نظامی و تسلیحاتیِ قبل از جنگ رمضانِ اسفند، یعنی زمان آغاز، به پنج سال زمان نیاز دارند؛ یعنی ارتش آمریکا دیگر توان و یارای ایستادگی در برابر قدرت ایران را ندارد.
۴)- «صلح واقعی» یا «جنگ واقعی». منطق حکم میکند که ابتکار عمل را از دشمن بگیریم. هدف از یک «جنگ محدود»، جنگطلبی نیست، بلکه «تحمیل شفافیت» به دشمن است. دشمن باید بفهمد که گزینهٔ «سایه جنگ» از روی میز حذف شده و باید بین دو گزینه مشخص انتخاب کند: «صلح واقعی» یا «جنگ واقعی»... در شرایطی که برتری نظامی و اقتصادی در میدان نبرد از آن ماست، این انتخاب برای دشمن بسیار پرهزینه خواهد بود. نتیجهگیری راهبردی: راهبرد ما نباید «منفعلانه» باشد؛ بلکه باید به شکل «فعال»، این وضعیت تعلیق را در هم شکست. هدف نهایی، پایاندادن به جنگ نیست، بلکه پایاندادن به «امکان تهدید به جنگ» است. آمریکاییها از سیاست «سایه جنگ» دو هدف اصلی را دنبال میکنند: نخست، ایجاد بازدارندگی روانی در برابر قدرتنمایی ما در تنگه هرمز و عملیات انتقام ما. دوم، تصعید و بالا نگهداشتن فضای تهدید و سایهٔ جنگ در جامعه، بهگونهای که افکار عمومی بهجای تمرکز بر «حق مسلم انتقام» و «حاکمیت ملی بر تنگه هرمز»، درگیر نگرانی از عواقب احتمالی جنگ مجدد شود.
|| امانالله دهقان فرد ۶/خردادماه/۱۴۰۵

















