28 بهمن 1398/ ۲۳ جمادى الثانية ۱۴۴۱
شناسه خبر : 71217
1398,چهارشنبه 04 دي15:45
اشتراک گذاری در:
عکس روز
گفت‌وگو با جانباز نخاعی، حمیدرضا ملاحسینی(بخش پایانی)

عمر ما به مسئولیت پذیری مسئولان قد نمی‌دهد!


گفت و گو با این جانباز، بیشتر درباره مسائل روز، انتظارات از مسئولین، شرایط درمانی ایثارگران و عملکرد بنیاد شهید و ... صحبت شده است...

عمر ما به مسئولیت پذیری مسئولان قد نمی‌دهد!

فاش نیوز - در بخش های اول و دوم گفت و گو با جانباز نخاعی، "حمیدرضا ملاحسینی" او به زیبایی درباره دوران کودکی و نوجوانی، ایام جبهه و خاطرات خود و شهدا، ازدواج و ثمره زندگی اش سخن گفت.

در بخش پایانی گفت و گو با این جانباز، بیشتر درباره مسائل روز، انتظارات از مسئولین، شرایط درمانی ایثارگران و عملکرد بنیاد شهید و ... صحبت شده است.

فاش نیوز: چند سوال غیر از جبهه از شما بپرسم! از عملکرد مسئولین و بنیاد شهید و خدماتش راضی هستید؟

- از هیچ کدامشان راضی نیستم، از آقای شهیدی گرفته تا آقای رئیس جمهور، کسانی هستند که بی مسئولیتند. در مصاحبات قبلی چندین بار هم صحبت هایی کردم، سال گذشته هم در برنامه ی کربلا بودم و یک مصاحبه ی چند دقیقه ای داشتم که در تلویزیون پخش شد. من آنجا هم گفتم: جانبازان سنی دارند که الآن رسیدند به آخرش، آدم سالم به سن 50-60 می رسد دیگر کارهایش را تمام کرده و نباید دغدغه ی این را داشته باشد که بچه اش در کارش یا زندگی اش کمبودی داشته باشد. بنیاد باید هوای جانبازها را داشته باشد. در همین یک هفته ی گذشته ما چند شهید داشتیم؟     

 چرا باید این ها امکانات نداشته باشند؟ اینها مگر عمر نوح دارند؟ اینها که همه چیز خود را برای این مملکت دادند. بالاتر از جان دیگر چیزی نداریم. من خودم را نمی گویم، من خودم هیچ چیزی نیستم، با خدا معامله کردم اما اینها باید یک ذره خجالت بکشند. چرا من باید بعد از 33 سال مجروحیت هنوز ناراحتی درمان داشته باشم. می روم بیمارستان می گویم آقا این داروی من هست. می گویند نمی توانیم بدهیم! بستری نمی توانیم بکنیم! یعنی چه؟

 در هر جایی که می رویم ما ضعف داریم. مسئول بنیاد شهید می رویم در اتاقش که آقا این کار من باید انجام شود؛ می گوید حالا ببینم! من یک تشک که خودم استفاده می کنم را سال گذشته رفتم تقاضا کردم، نوبتم هم بوده نه که خارج از نوبت باشد؛ الان تشکی به من دادند که هر هفته من دارم پنچری می گیرم. آخر چرا من باید سر همین یک تشک زخم بستر بگیرم؟ کی باید جواب دهد؟ آقا تو در این مملکت دارو می خواهی؟ 24 ساعته از دبی و فلان جا و فلان جا می آید به تهران؛ دوره ای نیست که بگویی حالا این دارو 6 ماه دیگر می آید. آقا اگر پول نداشتی می گفتیم آره ولی چطور هزینه های میلیاردی دارید که خرج بیهوده کنید؟

 من تشک ندارم زخم شده ام، دو ماه و نیم است که دارم زخمم را پانسمان می کنم. زخمی که اولین چیزی که برایش بهبودش لازم است تشک است. ندارم یعنی چه؟ داروی یک جانباز را ندارند. آقا ندارم نیست! دوران جنگ نیست که بگوییم در این مملکت هواپیما بیرون از کشور نمی رود یا نمی آید، هیچ چیزی نیست و سیستم ها همه قطع است. نه چنین چیزی نیست! چطور لوازم یدکی آمریکایی را از آمریکا می آورند ایران! این فقط یک دارو است؛ یک تشک است؛ آن هم برای چه می خواهی بیاوری؟ مگر برای تفریح یا برای تزئین است؟ خب من این را برای مشکلی که دارم می خواهم، حداقل برای چند وقتی که زنده ام استفاده کنم.

 اینها دارند جانبازان را زجر می دهند. آقای شهیدی، آقای روحانی حقوق یک جانباز را چرا نباید درست بدهید؟ همه شان، حالا یک نفر از طرف بنیاد است، یک نفر از طرف دولت است، یک نفر از طرف شهرداری است. هرجای تهران که می رویم مناسب سازی نشده است، ما جانبازان یا باید در خیابان راه برویم یا باید با ماشین برویم. اگر با ویلچر باشیم که اصلاً در پیاده روها نمی توانیم برویم، چرا باید اینگونه باشد؟ چرا در هر مغازه ای یا هر اداره ای که می خواهیم برویم نباید مناسب سازی شده باشد؟

 همین بنیاد شهید که جانباز دارد و این همه جانباز آنجا رفت و آمد می کند، دفتر خودمان را می گویم، دفتر 5022 رفتم به مسئول دفتر می گویم اینجا چرا رمپ ندارد؛ می گوید رمپ را درست کردند گذاشتند آن کنار. می گویم این کنار به چه درد من می خورد؟ یعنی معذرت می خواهم، یک ذره عقل هم ندارند که این رمپ را درست کردند گذاشتند کنار. حتماً من باید بگویم تا شما این کار را انجام دهید! یکی باید بیفتد اینجا دست و پایش بشکند تا بعد بیایید بگویید اشتباه شده است؟!

مثلاً من سال 1387 رفتم کیش که به قول معروف یک مقدار روحیه ام عوض شود، از هواپیما من را بغل کردند بگذارند روی ویلچر، پای من را زدند شکاندند. از هواپیما که پیاده شدم یکسره رفتم بیمارستان، آن سه روز که  آنجا بودم این بود برنامه ی من. چقدر طول می کشد یک جانباز یا یک معلول را از روی ویلچر بلند کنید و بگذارید روی صندلی! اگر بخواهند اصولی کار کنند کمتر از یک دقیقه زمان می برد. به خاطر کمتر از یک دقیقه پای من را زدند شکاندند، من رفتم 6 ماه تمام در بیمارستان و همین باعث شد من دیابتی شدم. من دیابت نداشتم.

 

فاش نیوز: استرس آن قضیه باعث شد شما یکدفعه دیابت گرفتید؟

- فعالیتم مختل شد. هفته ای سه روز استخر می روم، هفته ای دو روز بدنسازی می روم، هفته ای دو تا سه روز می روم فوتبال دستی. آدمی نیستم که بگویم حالا امروز چون کار اداری داشتم آمدم بیرون، بدون برنامه نیستم. چون ناراحتی قلبی و دیابت دارم باید فعالیت کنم تا بتوانم اینها را بسوزانم و از بین ببرم. اگر فعالیت نکنم و 6 ماه در خانه بخوابم به همه ی این مسائل فشار می آید، به دیابت، قلب، چربی. چرا؟ چون یک یا دو نفر آدم حسابی نگذاشتند آنجا تا بتواند این کار را درست انجام دهد. من هرجا که رفتم این حرف ها را زدم ولی انجام نمی شود؛ یک پله ی 10 سانتی برای جانباز نخاعی یک کوه است. نمی تواند این 10 سانت را بالا برود، باید حتما کسی کمکش کند تا بتواند برود بالا. ما هم در این جامعه مالیات می دهیم، عوارض می دهیم، همه ی این چیزها را می دهیم ولی امکاناتی که باید به ما بدهید نمی دهید. شهرداری نمی دهد، جاهایی که باید مناسب سازی درست کند نمی کند. ما هم عضو این جامعه هستیم، اگر نیستیم بیایید ما را ببرید بریزید در دریا تمام شود برود. شما هم فردا پیر می شوید، این قضیه تمام شدنی نیست.

من رفته بودم بابلسر به این مسئولش گفتم چندتا ویلا به ما بدهید ما بچه های جانباز را بیاوریم اینجا استفاده کنند. گفت اینجا شیب ندارد. گفتم نمی خواهد شما هزینه کنید من خودم هزینه اش را پرداخت می کنم، خودم کارگر و بنا می آورم، مصالح هم خودم می آورم، خودم درست می کنم، می دانم هم چگونه درست کنم که جانباز از اینجا نیفتد و داغون نشود و دست و پایش نشکند. گفت: نه نمی گذارم. گفتم: خودتان درست کنید، فردا خودتان هم پیر می شوید از اینجا می خواهید بروید بالا، استفاده کنید. اصلاً فردا نه همین حالا می خواهی پدرت را از این شیب ببری بالا، اقلاً می دانی این شیب هست که با ویلچر ببری بالا. برای رضای خدا انجام دهید ولی هرچه ما می گوییم گوش شنوایی نیست.

 من رفتم دادگستری، دادم درآمد! 20 تا پله من را بردند بالا، رفتم به قاضی می گویم اینجا یک مسیر هم برای ما درست کنید، مگر ما آدم نیستیم اینجا؟ چرا ما باید سوار کول مردم شویم، ما را بکشند بیاورند بالا؛ خب یک بالابر بگذارید اینجا، مگر هزینه اش چقدر است؟ شاید یک پیرمرد یا پیرزن ویلچری بخواهد بیاید اینجا خب با این بالابر بیاید. ما در افغانستان که زندگی نمی کنیم. این افراد نمی فهمند؟ اینها امکانات نمی خواهند؟ بابا ما هم در این جامعه هستیم. آخر تا کی؟ ما عمرمان تمام شد، می خواهید این کارها را درست کنید؟ ما عمرمان تمام است دیگر. در عرض این هفته 10 نفر شهید شدند، ما هم در صف و در نوبت هستیم. چرا نمی گذارید همین الآن که هستیم استفاده کنیم. همه جا گفتم اما هیچ کدام عمل نمی کنند.

فاش نیوز: فکر می کنید چرا عمل نمی کنند؟

- نمی دانم والله. معذرت می خواهم؛ کسی که مسئول این کارها نباشد، کسی که نفهمد و درک نکند، هرچقدر بگویی فایده ندارد.

 

فاش نیوز: منظورتان این است که مسئولین ما درد آشنا نیستند یا درد جانبازان وجامعه ی معلولان را نمی فهمند؟

- نمی فهمند. من به اینها گفتم بیایید بنشینید روی یک ویلچر مثل من، بیایید همین اداره ی خودتان و ببینید چه مشکلاتی پیدا می کنید! می فهمید که این پله ای که گذاشتید، این راهی که گذاشتید چقدر برای یک جانباز مشکل است. رمپ درست کردند دقیقاً مثل همین پله. گفتم: شما خودت بنشین روی ویلچر و از این رمپ بیا پایین، سالم رسیدی پایین من اسمم را عوض می کنم. بیا ببین چه می شود! ما یهودی و بی دین، شما مسلمان بنشین روی این ویلچر، تو یک آدم سالم ما ناسالم، اگر هم افتادی می دانی که خوب می شوی ولی من اگر افتادم معلوم نیست که خوب شوم یا نه. یکی از دوستان جانباز ما پایش شکست، بنده خدا دیگر خوب نشد و شهید شد. آقای مهدیان پایش شکست، نتوانستند کاری برایش کنند و شهید شد.

یک نفر را که کارش این نیست می آورند می گذارند اینجا، نمی فهمد. بابا 30-40 سال از انقلاب گذشته. این مدیر کی می خواهد بفهمد؟ اگر دو سال از انقلاب گذشته بود می گفتیم خب این مدیر هنوز نفهمیده جانباز یعنی چه! ولی وقتی 40 سال از انقلاب گذشته و نمی فهمی جانباز یعنی چه، پس کی می خواهی بفهمی؟

آن مسئول را باید خاک بریزی بر سرش. یعنی چه تو نمی فهمی که جانباز یعنی چی؟ جانبازی که دارو می خواهد، جانبازی که تشک می خواهد، جانبازی که امکانات می خواهد، برای تفریح که نمی خواهد. بچه های ما که از شما تفریح در جزایر قناری نخواستند.

 

فاش نیوز: امکانات اولیه ی زندگی می خواهند.

- این جانباز هنوز زنده  است و می خواهد زندگیش پابرجا باشد، می خواهد فرزندش بداند که پدرش هنوز بالای سرش است. جانبازی که رفت، دیگر رفت ولی حالا که زنده  است حداقل سایه اش بالای سر زن و بچه اش باشد نه این که مدام در بیمارستان باشد یا دنبال این باشد که پولی جور کند و بدهد به فرزندانش. یک نفر 13000 میلیارد از آن طرف می برد،50,000 میلیارد از طرف دیگر می برد. کو؟ می گویند برد دیگر تمام شد. برد تمام شد؟ پس این بدبخت چی؟ کسی که با این همه گرسنگی و بدبختی زندگی می کند، 30 سال مجروحیت و سختی مجروحیتش را  تحمل می کند، پس چرا به داد این آدم ها نمی رسید؟ بعد ته اش در می آید که آن ها آقازاده و ژن خوب هستند! ژن خوب شمایید؟ پس جانبازهای ما ژن بدند؟!

فاش نیوز: چرا مسئولین این کار را می کنند؛ مگر عناد و دشمنی دارند؟

- همه شان عناد و دشمنی دارند. من را حدود 10-15 سال هست که بچه ها می شناسند که دنبال چه چیزهایی هستم. من می رفتم از سپاه به اسم خودم امکانات می گرفتم، می گفتم می خواهم 20 تا جانباز را ببرم شمال؛ 20 تا جانباز را ببرم مشهد. بنیاد شهید آمد به من گفت: آقا اگر ببری فردا اینها اتفاقی برایشان بیفتد، مسئولیتش را تو باید قبول کنی. گفتم: باشه بر عهده ی خودم. گفت: برای چی می بری؟ گفتم: شما که این کار را نمی کنید، چرا جلوی من را می گیرید؟ به جای این که شما ممنون من شوید، بگویید دستت درد نکند 4 تا جانباز را بردی تا فلان جا که حالشان خوب شود جلوی من را می گیرید؟

 بچه ها من را می شناسند، به من زنگ می زدند حاجی من فردا می خواهم بروم شمال، جا کجا داری به من بدهی؟ می گفتم: صبر کن الآن برایت درست می کنم. تا جایی که در توانم بود درست می کردم. بنیاد شهید آمد به من گفت: تو نباید این کار را انجام دهی! اگر فردا چیزی شود چه کسی می خواهد جواب دهد؟ گفتم: اگر خودش هم بخواهد برود، می آید به شما می گوید شما مسئولیتش را قبول کن؟ شما کاری برایشان می کنید؟ من اینها را رایگان می فرستم مشهد، شما این کار را برایشان انجام نمی دهید! من می فرستم شمال، می روند آنجا با امکانات عالی، استفاده می کنند، کیف می کنند و با حال خوب برمی گردند؛ به من می گویند: خدا پدرت را بیامرزد رفتم سه روز اعصابم راحت شد، کیف کردم تو من را فرستادی. یک موقع هایی هست جایی می فرستم رایگان نیست، یک موقع هایی هم هست. جایش هست از طرف رئیسش رایگان گرفتم. یه وقت هایی هم هست می گویم پولی است با این شرایط اگر می خواهید بروید. من به محیط های امن و سالم می فرستادم، طرف می دانست اگر 12 شب آنجا بیرون برود کسی به او دست درازی نمی کند، کسی کار ناجور انجام نمی دهد. وقتی به من می گویند خدا پدرت را بیامرزد همین برای من بس است، وقتی جایی می روم و کارم بسته است، همان جا کارم باز می شود. دعای همان آدم هاست. بنیاد شهید چرا اینقدر جلوی ما را می گیرید؟ جلوی من را گرفت!      

 

فاش نیوز: الآن عملاً نمی گذارند شما این کار را انجام دهید؟

- نه به من گفتند مسئولیتش با خودت. این شانه خالی کردن نیست، دارند جلوی من را می گیرند. مگر تا حالا چه کار کردند؟ من زخم بستر شدم. مسئولیت من با بنیاد شهید است. بنیاد برای من چه کاری انجام می دهد؟ چرا برای من تشک نمی گیرد؟ 8 ما گذشته و من دارم عذاب می کشم. چرا کار من را انجام نمی دهد؟ مسئولیت به پای بنیاد است. من 3 ماه است پانسمان می کنم. برو تشک را بخر بیاور، یک تلفن چاره ی کارش است، بهتر از این است که من 3 ماه پانسمان کنم. چرا نباید تشک من را تهیه کنند؟

خود بنیاد که کاری نمی کند هیچ، جلوی دیگران را هم می گیرد. من خیلی این کارها را کردم، بماند گفتنش هم درست نیست، به این خاطر می گویم که بنیاد شهید بیاید کارهایی را انجام دهد که این بچه ها را زنده نگه دارد. به قول آقای سردار غیاثی می گفت: چند سال دیگر باید با چراغ و فانوس بگردیم تا یک جانباز گیر بیاوریم. دیگر نیست کسی که شهید شد دیگر رفت. دیگر نیستند، باکری ها و همت ها دیگر نمی آیند. همین جانبازهایی که الآن شهید شدند مگر برمی گردند؟ فقط یک خاطره از اینها مانده، پس الان که هستند از این جانبازان استفاده کنید. اینها باعث شدند بچه ها از بین بروند.

فاش نیوز: جوان های الآن چقدر شبیه جوان هایی نسل شما هستند یا اگر زمانی جنگ شود جوانان امروز مثل زمان شما می شوند؟

- ایرانی ها همیشه ایرانی هستند، در هر شرایطی ایرانی هستند. همین شرایطی که پیش آمد و شورش شد به خاطر همین ناکارآمدی های مدیریت اشتباه است وگرنه این جوان من همان جوان 30-40 ساله قبلی است و هیچ فرقی ندارد.

 

فاش نیوز: شما توانستید فرهنگ فکری جبهه ی خودتان را به فرزندانتان منتقل کنید؟ شما را باور دارند؟

- بله به فرزندانم انتقال پیدا کرد. و باورم دارند.

 

فاش نیوز: چرا خیلی از پدر و مادرها نتوانستند فرهنگ جبهه را به فرزندانشان منتقل کنند؟ یا به پدرشان می گویند اصلاً چرا رفتی جبهه؟ این ضعف در چیست؟

- مشکل برمی گردد به همین مسئولین. مثلاً پسر من فرزند یک جانباز می گوید: بابا تو رفتی جبهه، اینها باید تو را روی سرشان بگذارند. تو نباید بروی دنبال این کارها، آنها باید بیایند دنبال شما. این ضعف مدیریتی که در جامعه ی ما پیش آمده باعث می شود این بچه ها ضعیف شوند وگرنه اینها ضعیف شدنی نیستند. شاید در ظاهر بگویند فلان ولی باطناً طور دیگری نیستند. یک لحظه خودشان تمام زندگی شان را می گذارند کنار و می روند به دنبال همین راه. در باطن این جوانان خون همان شهدا و جانبازان هست، یک دفعه غلیان می کند. دولت آمریکایی از همین ها می ترسند، حججی ها از کجا به وجود آمدند؟ فرزندان همان ها هستند. اگر الآن جنگ شود دوباره شروع می شود نمی توانند خودشان را نگه دارند، می گویند باید این دشمن را از بین ببریم. این ضعف مدیریت هاست، این استثمارهاست، این کسانی که در مسایل قضایی نشستند و قضاوت اشتباه می کنند، باعث شدند که یک مقدار ایمان مردم ضعیف شود، ایمان فرزندان جانباز ضعیف شود. در دادگاه های ما اشتباهات قضایی انجام می دهند یا استثناءهایی وجود دارد چون پسر فلانی است یا برادرزاده ی فلانی است. تبعاتش اینجا نشان می دهد که یک دفعه می ریزند بیرون!

 

فاش نیوز: یعنی می خواهید بگویید جوانان ما خیلی هایشان فقط قیافه هایشان فرق می کند، باطن هایشان را با خودتان یکی می دانید؟

- بله. من یک روز رفته بودم استخر با یکی از دوستانم که ایشان هم جانباز هستند، می خواستم یک امتحانی از چندتا از این جوان ها بگیرم. یکی از دوستان جانباز با ویلچر آمد رفت در استخر و دو تا از این بچه های قرطی که موهایشان را فلان می کنند، آمدند پیش ما که بیایند داخل آب. نمی دانستند ما جانبازیم خب در داخل آب کسی متوجه جانبازی ما نمی شود مگر این که بیاییم و روی ویلچر بنشینیم. این دوست ویلچری ما که داشت می آمد سمت ما، من شروع کردم به حرف شدن، چون می خواستم دهان این دو تا جوان را باز کنم، گفتم: ای فلان فلان شده ها، چقدر پول می گیرند! چه حقوقی به اینها می دهند! تمام مملکت مال اینهاست! بچه هایشان را می برند دانشگاه و فلان کار را می کنند و ... .

 می خواستم ببینم مزه ی دهان این دو نفر چیست، چه مدل آدمی هستند. یکی از این جوان ها گفت: نه بابا به این بنده ی خدا دنیا را هم بدهید چیزی نیست برایش. این همه هم می گویند برای اینها این کارها را می کنند همچین چیزی نیست. گفتم نه بابا این الآن چاه نفت دارد، فکر کردی چی! گفت نه آقا اینجوری هم نیست. یک مقدار من می رفتم بالا و یک مقدار آن جوان تعریف می کرد. گفت: 30 سال است که روی ویلچر نشسته، من حاضر نیستم حتی نوک ناخنم را بدهم چه برسد به این که روی ویلچر بنشینم... من می گفتم، او هم دفاع می کرد. در آخر استخر که تمام شد من هم آمدم روی ویلچر نشستم و با تعجب به من نگاه کرد و گفت این تویی؟ گفتم می خواستم ببینم مزه ی دهانت چی هست!

 یک سری از جوان های ما اینگونه نیستند، من بارها در خیابان گیر کردم، آمدم به جوان ها گفتم من جانبازم؛ گفتند نوکرتم حاجی، هر کاری داری بگو، چه کار داری برایت انجام دهم. این نشان می دهد که این ها برای جانبازشان و شهدایشان احترام قائل هستند. ما از مردممان بدی ندیدیم اما از مسئولین هرچه که بگوییم کم گفتیم. این مسئولین باید برای بچه های جانباز سنگ تمام بگذارند، برای شهداء و خانواده ی شهدا، برای مردم یعنی باید بیشترین امکانات را بگذارند. چرا دارند دزدی های خودشان را رفو می کنند و ملت مدام در فشار هستند. چرا جانباز باید در فشار باشد؟ بعد از 33 سال هنوز من مشکل دارو و کیسه و لوازم بهداشتی داشته باشم؟ می گویند هنوز نخریدیم. پس کی می خواهی بروی بخری؟

 بیمارستان رفتیم به ما می گویند پول بیمارستان را ندادی ما پذیرش نمی کنیم. بمیرید شما، چرا من باید دغدغه ی این را داشته باشم که شما پول بیمارستان را ندادی و من بروم آنجا و به من بگویند پذیرش نمی کنیم؟ این چیزها را به چه کسی باید بگوییم؟ شما اگر نان هم نداشته باشید بخورید باید برای بچه های جانباز این امکانات را بگذارید. اگر بنا باشد زندگیتان را بفروشید باید امکانات جانبازان را فراهم کنید از هر طریقی که می خواهد باشد، نه این که بگویید حالا برایتان می خریم. می خواهم که 100 سال نخرید، نوشدارو بعد از مرگ سهراب به چه درد من می خورد؟!

 

فاش نیوز: چرا اینقدر اهل ورزش هستید؟ با جانبازانی که اصلاً فعالیت اجتماعی و ورزشی ندارند و مدام در خانه هستند مخصوصاً بچه های نخاعی چه صحبتی دارید؟

- من در یک باشگاهی هستم در بلوار فردوس به نام ورزشگاه خادم، 15 سال بیشتر است که من آنجا ورزش می کنم. اوایل که شرایط شهرداری ها خوب بود می رفتیم از شهردار امکانات می گرفتیم و بچه ها را می بردیم کیش. هر کس می آمد و ورزش می کرد، با خانواده می بردیم کیش. ما یک بار بییشتر 30 نفر خانواده را بردیم کیش، دو تا سه بار هم بردیم مشهد. شمال هم چندین بار بردیمشان فقط برای این که بگوییم آقا بیایید ورزش کنید. امکانات الان یکی دو سالی هست که خراب شده، اما قبلاً امکانات برای بچه ها می گرفتیم و می گفتیم بیا ورزش کن، یک ساک ورزشی با امکانات ورزشی به شما می دهیم. لباس ورزشی، کفش ورزشی و یک ساک ورزشی می دادیم که آقا بیا ورزش کن. قبل تر از آن سال 1384-1385 بود که یک نفر را در دفتر داشتیم به نام آقای شریف زاده می گفت شما به هر جانبازی که می گویی بیا ورزش کن اگر ورزش کند من به شما یک سکه می دهم. الان با هر چیزی می گویی بیا ورزش کنیم، نمی آیند. همه ی این ها برمی گردد به مدیریت.

فاش نیوز: حوصله ندارند؟

- اعصاب ها راحت نیست، بیرون که می آیی می بینی گرانی است! از یک سمت مسائل سیاسی و موارد دیگر پیش می آید بعد دلمرده می شوی. هرچقدر هم خودت را بزنی به بی خیالی فایده ندارد.

 

فاش نیوز: شما چه فایده ای از ورزش دیدید؟ در زندگی و سلامتیتان چه تأثیری دارد؟

- شادابی من به خاطر ورزش است. من ورزش را به شکل حرفه ای انجام نمی دهم اما خود من چقدر مسابقات ورزشی برای بچه ها گذاشتم. ما روزهای پنجشنبه که به استخر می رویم به همان بچه هایی که آنجا می آیند می گوییم هفته ی فلان بیایید می خواهیم مسابقه بدهیم. ما تفریحی ورزش می کنیم، وقتی یک مایو یا یک عینک یا یک ساک ورزشی می دهیم، این باعث می شد که به یک نفر دیگر بگوییم بلند شو بیا ورزش داریم می کنیم. یک استخری که 40 نفر یا 50 نفر بود الان شده 100 نفر. یک استخر دیگر شده 120 نفر، 130 نفر. من می روم استخر شهدای غواص، کمد ندارد به من بدهد اینقدر که پر شده است و همین باعث شده که بچه ها بیایند آنجا و شاداب شوند، ما هم خوشحال می شویم چون این بچه ها را از جای دیگر کشاندیم آوردیم اینجا یا به قول معروف دیگر ول کن نیستند مگر این که مریضی پیش بیاید و بروند بیمارستان و دوباره برای رفع کسالت در بیمارستان بمانند. خیلی ها هم نمی آیند باید به زور بکشانیم بیایند ورزش کنند. خیلی سخت می آیند مخصوصاً نخاعی ها. بعد هم معذرت می خواهم چون زخم هم دارند این باعث می شود بمانند در خانه و تکان نخورند، می گویند به زخمم فشار می آید و نمی توانم بیایم. اینها همه برمی گردد به مشکلات جسمانیشان. بیشتر روحیه هایشان ضعیف شده و حوصله ندارند بلند شوند بیایند.

فاش نیوز: خدا خیرتان بدهد و خدا حفظتان کند. اگر حرف آخری دارید بفرمایید.

- ان شالله که خداوند ما را عاقبت به خیر کند، ما را با شهدا محشور کند و روزی باشد که آقا امام زمان ظهور کنند و این مشکلات حل شوند. جانبازان عاقبت به خیر شوند و خداوند این مملکت را از بی مدیریتی و کم مسئولیتی مسئولان نجات دهد. خداوند کسانی را  که نمی خواهند برای این مملکت کار کنند از ریشه بکند چون واقعاً بچه ها اذیت می شوند. همان جا هم نشستند و کاری انجام نمی دهند، کاری نمی توانید انجام دهید بروید کنار، روز به روز فشار را بر این ملت زیاد می کنید و مردم زجر می کشند. کاری کنید این ملت و مردم اذیت نشوند. دشمن که دشمنی خود را می کند، ما با دشمن کاری نداریم، از همین داخلی ها و مسئولینی که به قول خودشان کار می کنند اگر نمی توانند بروند کنار و بگویند من بلد نیستم این کار را کنم.

فاش نیوز: شما هم موفق باشید.

 

گفت و گو از شهید گمنام


کد خبرنگار : 20


Reply
no
0
yes
0
1398/10/07 - 12:08
رائف ...
یه چند روزی صبر کردم دیدم کوچه خیلی خلوته !!! گفتم بیام زنگ در خونه آقای ملا حسینی رو بزنم فرار کنم ... شما بیاید بگید مخاطب گرامی منم من رستم .....
شهید گمنام سوال خیلی کلیدی رو در اول مبحث طرح کرد که جناب ملا حسینی خیلی خوب و بی ریا پاسخ دادند . از دو متشکرم .
این مصاحبه هم خیر و برکت داشت هم صداقت و معرفت ...

Reply
no
22
yes
1
1398/10/07 - 14:29
فاش سلام . خدای سانسوریا , شدیدا نیاز به دکتر قنبر مبارز برای واکاوی افکارت داری .
کلا با دنیا مشکل داری یجواریی خودتو امام فرض میکنی ، خودتو مسئول گزینش بهشت و جهنم فرض کردی ؟ بقول شما سایتیا براتون متاسفم ،، هع

no
22
yes
3
1398/10/07 - 15:41
سلام
مخاطبان این سایت عموما ایثارگر هستند
عزیزان کمی قابل فهم. مرتبط و درست تر کامنت بگذارید
اینها چیست که شما نوشتید دوست عزیز؟
زیر مصاحبه یک جانباز چه ربطی داشت این کامنت شما؟
از کجا امام و مامور بودن و مدعی بودن فاش را آوردید؟
آخر انگار بعضی ها فقط میخوان بگن ما هم هستیم و خودنمایی کنن
اتین بندگان خدا در سکوت و یه گوشه دارن کارشونو میکنن
هزار تا کار میکنن هزار تا غر هم میشنون هیچی هم نمیگن

حرف بامحتوا و به دردبخور بزنید


no
23
yes
4
دکتر قنبر مبارز
1398/10/07 - 15:50
من که ادعای ندارم تو انگار دکتر تری اول برو خودت واکاوی کن . قشنگ یه دوقطبی خالصی . هر که خودش زد به اون راه به هیچ طریقی درمان نمیشه . یه جوری اسمم میاری یه جوری مسخره ام می کنی قشنگ معلومه دو قطبی دو قطبی هستی . یه پیام دادم نمی دانم چرا پیام آمد سایت در دسترس نیست . اتفاقا دل به دل راه داره منم وقتی آمدم سایت یه پیام دادم برات ولی چاپ نشد . اون سلام خالیه مال منه . دیدم هیچ پیام نبود یهو پیامها ریختن رو صفحه . یه چیز بگم ؟
باهات موافقم فاش هم باید واکاوی بشه . اما ازدست من براش کاری برنمیاد . شدت عارضه اش بالاس. والا این پیامهای شما را چاپ نمی کرد .من که اسیرم نمی تونم بیام بلیط بگیرم ببرمتون زیارت شفا بگیرید دو تایی با هم برید .


Reply
no
13
yes
0
1398/10/07 - 15:34
سلام

Reply
no
22
yes
1
1398/10/07 - 15:46
فاش . همین کارهارو کردی که خونه پرش بیستا مخاطب خاص نداری .
مشتریای پرپا قرصتم یا سانسور میکنی یا طوری پرشون میدی که انگاری صد سال کلاشون
سمت دکون بازار شما نیافتاد . حتی بر نمیگردن کلاشونو بردارن . این کار مختص یه تیم افراطیه شما خیلی سلیقه ایی عمل میکنی خدا وکیلی تا چند وقت دیگه هیچکی واسه سبزی پاک کردنم نمیاد تو سایت لطفا نظر منو بردار . لطف کن بردار . جناب مسئول بهشت و جهنم نظر منو بردار .
یا مثل ناظم مدرسه اید که هی میاید می ندزسید مخاطب گرامی این کار بکن این کارو نکن .
یا مثل معلم کلاس اولیا ترکه دستتونه خط ریش ولسه ما تعیین میکنید .
مشتیا . حاجیا . پیغمبرا . مریم مقدسا ... روح القدوسیا این راهش نیست .
فکر کنم اگر الان منطقه بودیم شما از پشت همه میزدین چون شما میخواستین همه رستگار بش . داداش اگه کسی نخواد با شما بیاد بهشت باید کیو ببینه ! کل جهنم واسه من شما لطف کن با پرسنل خودت برو جای خوش آب و هوای بهشت جوج بزن به رگت حالشو ببری . خوشتیپ سایت با شمام هستم . با اوناییم که هم وصلن هم اصلن هم قراره برن پارادایسم هستم .
یه چند وقت دیگه میسپارم غلام سبزی فروش یه وانت سبزی واستون بیاره از بیکاری در بیاین . بیچاره بچه ها که فکر میکنن شما آخرین کلید اتصال به بهشتید . خودمونیم خودتونم میدونین که اینجوری نیست ،،، درسته ... نه نیست لااقل به خودتون دروغ نگید . نیستید .

no
22
yes
0
دکتر قنبر مبارز
1398/10/07 - 15:56
عین طوطی همه چی رو حفظ کرده . دقیقا ۵سال گذشت .


Reply
no
9
yes
1
1398/10/08 - 10:28
بجای اینکه بزنید تو برجک همدیگه بیایید این آخر عمری یه نامه بنویسید .نترسین چزیتون نمیشه.درد کل جانبازها رو هم بگین،۱_۲۰_۶۰۷۰ هم نگین کل بچه های جنگ.ما که حقوق مکفی نداریم،بیمه نداریم،درمان،و تجهیزات پزشکی نداریم. سرمون رو هم بگذاریم زمین هیشکی عین خیالش هم نیست. بیایید آخر عمر با هم و در کنار هم باشیم. سانسورچی،و امام و تندرو،...آخه لامصبا ما همگی همدردیم .یه نامه مختصر و مفید بدیم .توقع من فقط آرامش قبل مرگه خداییش پول قبر نمیخوام بدم کلی ذوق کردم بنیاد عزیز تنها رایزنی مفیدش همینه

Reply
no
9
yes
1
دکتر قنبر مبارز
1398/10/09 - 11:58
حال دارید هی منفی بدید ...
میشه خواهش کنم راهنمایی کنید بدونم برای دیدن تحقیقات روانشناسی خارجیها بر روی سربازان و مجروحینشون کدام سایت ببینم ؟

no
9
yes
1
1398/10/09 - 15:03
سلام
واژه انگلیسی مجروحان جنگ یا هر واژه مورد نظر دیگری را سرچ کنید
مقالات می اید. با کلمه مقاله سرچ کنید
کلمه veteran یعنی سربازان جنگی


Reply
no
0
yes
0
1398/10/16 - 08:27
این مصاحبه رو بفرستین برای امام خامنه ای تا آبروی بنیاد رو ببرید





نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.