شناسه خبر : 80542
پنجشنبه 09 بهمن 1399 , 10:34
اشتراک گذاری در :
عکس روز

۲۵ اسفند و عملیات بدر بیاد ماندنی

طی روزهای پاتک دشمن، تمامی اداوت ضد زره نیروهای خودی را با آتش انبوه تانک‌های تی ۷۲ و خمپاره و زره‌پوش‌ها نابود کردند.

احمد خنجری قمی - عملیات بدر، نیمه شب ۱۹ اسفند سال ۱۳۶۳ با گذر از هورالعظیم با قایق پارویی

منطقه عملیاتی شرق دجله عملیات برون‌مرزی با هدف تصرف جاده العماره‌ی بصره و ارتباط نیروهای بعثی با بصره

 پس از انجام موفقیت‌آمیز عملیات بدر در شرق دجله و رسیدن نیروهای عملیاتی رزمندگان اسلام به رود دجله و تثبیت منطقه‌ی فتح شده در شرق دجله، تقریباً از روز دوم پیروزی عملیات بدر، یگان‌های زرهی بعثی با گذر از پل دجله، پاتک‌هایی را با یگان‌های زرهی، به طور متوالی و بی‌امان برای تصاحب مناطق تحت تصرف رزمندگان اسلام انجام می‌دادند. به طوری که هر روز و ساعت به یگان‌های زرهی دشمن بعثی اضافه می‌شد.

طی روزهای پاتک دشمن، تمامی اداوت ضد زره نیروهای خودی را با آتش انبوه تانک‌های تی ۷۲ و خمپاره و زره‌پوش‌ها نابود کردند...

 به طوری که از لحظات اولیه مورخه ۲۵ اسفند ۱۳۶۳تعداد بسیار زیادی زره‌پوش‌ها و تانک‌های تی ۷۲، طی روزهای قبل وارد منطقه عملیاتی بدر شده بودند و نیز هر لحظه به تعدادشان اضافه می‌شد و در مقابل خط رزمندگان اسلام صف‌آرایی می‌نمودند. از دجله تا هور چند کیلومتر فاصله بود و دشمن بعثی، تانک‌های پیشرفته از جمله تی ۷۲، بسیار زیاد و بیشمار دنده به دنده هم، در مقابل رزمندگان اسلام صف‌آرایی و مستقر کرده بودند!!

این تانک‌های پیشرفته‌ی دشمن بعثی، موتور روشن، از لحاظ تعداد بسبار زیاد در عرض این چند کیلومتر، مهیای نبرد نابرابر با رزمندگان اسلام بودند..جالبه بدونید .. ررمندگان اسلام فقط همین سلاح‌های انفرادی... کلاشینکف و مسلسل گرینف و آرپی چی و نارنجک دستی را داشتند.. ولی صلاح اصلی رزمندگان اسلام در مواجهه با این دشمن غدار و تا بن دندان مسلح به سلاح‌های زرهی پیشرفته.. ایمان به خدا و تاسی و توسل به سیدالشهدا(ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع) بود.

در همین روز ۲۵ اسفند ۶۳ قبل از طلوع آقتاب... آتش کور دشمن، به صورت خمپاره و گلوله‌های تانک و نیز رگبار مسلسل‌های کالیبر ۷۵ دشمن بی‌امان به طرف رزمندگان اسلام شلیک می‌شد.

کمی شفق روشنایی صبحگاهی زده شد.. مشاهده کردیم به گستره‌ی چند کیلومتر دجله تا هور، تانک‌های پیشرفته بسیار زیاد دشمن، موتور روشن در مقابل ما صف‌آرایی کرده اند و هر آن با تهاجم سراسری زرهی به ما حمله می‌کنند.

در ساعات صبح که هوا روشن شد.. دشمن با تانک‌های روشن شروع به عملیات ایذایی و گمراه‌کننده کرد تا نیروهای ما را بترساند و مرعوب هیمنه تعداد بسیار زیاد تانک ها کند تا بلکه بتواند با کمترین هزینه، مقاومت رزمندگان اسلام را بشکند و وادار به تسلیم نماید.

ولی رزمندگان اسلام با درایت و شجاعت، مرعوب دشمن غدار تا بن دندان مسلح زرهی نشدند..

دشمن بعثی از صبح ۲۵ اسفند ۶۳ تا ظهر همین روز، انبوهی از آتش گلوله‌های تانک و مسلسل کالیبر ۷۵ و خمپاره، روی خط رزمندگان اسلام ریخت و نیروهای ما هرگز تسلیم نشدند و مقاومت جانانه کردند.

نزدیکی ظهر همین روز، دشمن با فرماندهی عدنان خیرا، وزیر دفاع نیروهای بعثی که با هلیکوبتر بالای سر رزمندگان اسلام بود، با دید و اشراف مستقیم از وضعیت ما، هدایت عملیات پاتک یگان‌های زرهی تحت امرش را انجام می‌داد.

تمامی یگان‌های زرهی و‌ تانک‌های تی۷۲ موجود در مقابل ما، به یکباره با سرعت و با آتش مستقیم به سمت خط ما حمله کردند.

  رزمندگان اسلام علیرغم قطع ارتباط با عقبه و اینکه فرمانده‌ی ارشد دشمن با هلی‌کوپتر بالای سرما و تانک‌های تی ۷۲ دشمن آن طرف خاکریز بود، هر آنچه در توان داشتند.. به یاری خداوند متعال و تاسی به حضرت امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع) با همین سلاح‌های مبتدی انفرادی، با این دشمن مجهز به پیشرفته ترین سلاح های روز، نبرد تن با تانک جانانه انجام دادند و طی چند ساعت نبرد سنگین و بی‌امان، به فضل خداوند منان و با مقاومت جانانه رزمندگان اسلام. الحمدلله این پاتک دشمن با شکست مواجه شد... و دشمن تا بن دندان مسلح، بعثی با شکست خود، فرار را بر قرار ترجیح داد.

البته با این چند جمله نمی‌توان حماسه‌ی عملیات بدر و خصوصاً در روز ۲۵ اسفند ۶۳ را ترسیم کرد.
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر معرفت باید چه شد

شادی ارواح شهدای عملیات بدر صلوات صلوات صلوات

ارادتمندم

تلگرام
اینستاگرام
توییتر

...
خیبر ۱۳۶۲ بود .
بدر ۱۳۶۳ .
جزیره مجنون
...
سلام . ارادت از ماست جناب خنجری ، نیاز به اینهمه توضیح نداشت خودم ملزم به رکاب آقا بودم . یه ترکش نارنجک بدون سس مایونز هم دشد کردم .
اینکه یه مطلب پرت اومدم ، دلیل داشت ! نه ! معلومه خیلی اهل دلی . خیلی وصلی دلاور ، دست مارو بگیر اونطرف درمونده نباشیم .
آخه یه عده اومدن فیلم راکی در افغانستان رو با چند روز جبهه خودشون ادغام کردند تازه دادن واسه چاپ . خدا رحمت کنه همه شهدارو ،شادی روحشون صلوات .
متاسفانه در رابطه با جنگ کاهلیها وبی خبری های زیادی وجود دارد واطلاع رسانی چندانی در حد 20درصد هم نشد. لذالازم هست سازمانی که مسئولیت حفظ آثار جنگ را بعهده دارد با پیدا کردن وصحبت کردن با تک تک نیروهای شرکت کننده از هر قشر (بسیجیان. سپاه.ارتش) درتمام عملیات .ازهر عملیاتی کوچک بزرگ یک کتاب مستند با تما م جزئیات منتتشر و حتی به صورت رایگان بین جوانان توزیع شود.تا بخش کوچکی دلاورمردیهای مردم وپیبشینیان رابشناسد.تجربه کسب کنند به خود ببالند.حتی از هر عملیات فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی ساخته تا عرق ملی جوانانی که الان پیر شدند.نمایان ونشر پیدا کند .ولی افسوس .در دو عملیات مهم شرکت داشته ام دلم میخواهد اصلا فریاد بزنم که در اون شبها وروزها چه گذشت نه برای خود نمایی بلکه برای روشنگری ونشر اتفاقات.
...
کتاب نوشتید بنویسید :
۴ ماه شاید بیشتر پس از عملیات خیبر در جزیره بغل ساخت جاده خاکی بنه تدارکاتی داشتم .
رزمنده ها ۵۰ نفره یا ۲۰ نفره زا حتی توپ اورلیکن ضد هوایی ۳ نفره ار روز می آمدند و
یخ و کمپوت و کنسرو و غیره از من می گرفتند .
تقریباً هر روز صبح ها .
بعد از ظهر ها لند کروز را یخ و لباس و تنقلات بار می زدم و به خط مقدم رزمندگان تقسیم می کردم .
آی خوشحال می شدند .
قایم می شدند .
ولی وقتی تنقلات مرا می دیدند جبهه یادشان می رفت .
حتی با قایق به دیده بان ها ی وسط آب هم تنقلات و یخ می رساندم .
و آنها هم برایم از ماهیهای جزیره کباب درست می کردند .که بسیار خوش خوراک بودند .
یک ماهی های هم بود دندان دار که آدم هم می خوردند .
چند بار قایق ران ها برای اذیت من به وسط عراقی ها می رفتند .
اصلاً توپ و تیر و شیمیایی برای هیچ کدام از بچه ها معنی نداشت .
کشته و مجروح می شدند .
ولی روحیه بالا بود .
زیاد .
باسلام و احترام
از آنجا که در تاریخ ۲۰ اسفند ماه ۱۳۶۳ خودم از طرف فرمانده قهرمان گردان سید الشهدا ع ( شهید مصطفی کلهری ) برای مساعدت و یاری سایر رزمندگان به خط مقدم رفتم ، شخصا" شاهد حماسه دلاوریهای عزیزانم بودم و مقابله تن با تانک را بخوبی میتوانم توصیف و روایت کنم ؛ به جرئت میتوان گفت که تعداد ادوات زرهی دشمن چند برابر تعداد رزمندگان بود !اما مردان شجاع و مومن سرزمین پاک و مقدس مان ، جانانه ایستادگی و مقاومت کردند و ...
دوست عزیزم حاج احمد خنجری ممنون برای روایت حقایق دفاع مقدس . توفیق روز افزون برای شما آرزو می کنم .
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردنمایشگاه مجازی کتاب تهرانصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمطب تغذیه و رژیم درمانیانتشارات حدیث قلمبنر بیمه دیسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیمتن نهایی مرامنامه و اسانامه جبهه جانبازاناساسنامه انجمن جانبازان نخاعیاسامی راه اندازان جمعیت جانبازانپرسش و پاسخ حقوقی ایثارگرانفرم فراخوان پیوستن به جمعیت جانبازانکارگاه مبنا تقدیم می کند: بالابر کمک حرکتی logo-samandehi