03 اسفند 1398/ ۲۸ جمادى الثانية ۱۴۴۱
شناسه خبر : 72379
1398,یکشنبه 20 بهمن14:28
اشتراک گذاری در:
عکس روز
در ششمین روز از جشنواره فیلم فجر اتفاق افتاد؛

حضور "لباس شخصی ها " در سینمای اصحاب رسانه


سلام به اشک‌های همچنان جاریِ غمِ از دست دادنِ جهان مردِ قهرمانِ ایران زمین، در ترور وحشیانه سردار حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس و با درود به صبر و استقامتِ خانواده‌های داغدیدۀ مسافرانِ پروازِ اوکراین و ادای ادب و تواضع به پیشگاهِ خانواده‌هایی که در مراسم تشییع شهدا در کرمان در غمِ فقدانِ عزیزانشان نشستند و نیز با احترام به مردم سیل زدۀ دیار مؤمنین، سیستان و بلوچستانِ عزیز...

حضور

فاش نیوز - نشست پرسش و پاسخ فیلم«لباس شخصی» در هفتمین روز از برگزاری جشنواره سی و هشتم فیلم فجر به نویسندگی و کارگردانی امیرعباس ربیعی، با حضور عوامل فیلم و با اجرای محمود گبرلو  و نقد آرش خوشخو در کاخ جشنواره و سینمای رسانه ها پردیس سینما گالری ملت برگزار شد.

به گزارش خبرنگار سرویس سینمای ایران فاش نیوز مستقر در کاخ جشنواره و سینمای رسانه ها، نشست پرسش و پاسخ فیلم« لباس شخصی بعدالظهر جمعه ۱۸ بهمن ماه در سانس ۱۳:۳۰ هفتمین روز از برگزاری جشنواره سی و هشتم فیلم فجر به نویسندگی و کارگردانی امیرعباس ربیعی با حضور عوامل فیلم، حبیب الله والی نژاد (تهیه‌کننده)، کیوان محمود نژاد، مهدی نصرتی، توماج دانش بهزادی، مجید پتکی، مهیار شاپوری، عماد درویشی، مهدی نفر (بازیگران فیلم)، مسعود سخاوت دوست (آهنگساز)، هاشم مرادی (مدیر فیلمبرداری)،  مهدی سعدی (تدوینگر) مهدی دارسنج (طراح چهره پردازی)، جواد مطوری (جلوه های ویژه بصری) ایمان کرمیان (جلوه های ویژه میدانی) و دیگر عوامل فیلم، همراه با اجرای محمود گبرلو  و نقد آرش خوشخو در کاخ جشنواره و سینمای رسانه ها پردیس سینما گالری ملت برگزار شد.

 «لباس شخصی» به نفوذ سران و اعضای حزبِ توده، بین سال های ۶۱ و ۶۲ در نظام، و تحقیق و شک  مسئول رصد پرونده حزب توده در سازمان اطلاعات سپاه به فعالیت های در ظاهر بدون اشکال این حزب، برخلافِ نگاهِ همکاران او و همینطور حاکمیت نظام است که با احترام به توده ای ها نگاه می کنند و معتقدند تا زمانی که مدرک و سندی از آن ها علیه مملکت به دست نیامده و عملی ضد خدا انجام نداده اند، قابل دستگیری نیستند. با بمباران شهر، فرزند پسر این مامور امنیتی کشته می شود. پیگیری های یاسر در اثبات جاسوسی حزب و یافتن سندها، با شناسایی رئیس تشکیلات مخفی حزب وارد فاز دستگیری آن ها می شود و به عملیات ضربه مرکزیت می انجامد.



امام خمینی (ره) برای نخستین بار عنوان «سربازان گمنام آقا امام زمان(عج) را به همین تیم عملیاتی کشف و دستگیری رهبران و اعضای حزب توده اطلاق نمودند.

فیلم از همان سکانس آغازین، یادآور «ماجرای نیمروز 1 است. اینجا هم ماجرای دستگیری رهبران یک گروه سیاسی در سال های ابتدایی دهه ی ۶۰ توسط نیروهای یک دستگاه امنیتی محور قرار گرفته است. در فیلم قبلی، سازمان مجاهدین خلق که شمشیر را از رو بسته بود و در فیلم جدید، حزب توده ایران که وارد جنگ بیرونی و عملیاتی نشده بود. اینجا هم با یک مامور امنیتی کنشگر به نام یاسر و یک فرمانده ملاحظه کارتر به نام حنیف روبرو هستیم که در فیلم قبلی کمال و رحیم نقششان را ایفا می کردند. این فیلم هم به مانند کار قبلی، در ادامه داستان از یک نیروی حاضر در جبهه کمک می گیرند تا به تهران بیاید و کار را به سرانجام برساند. تک به تک کاراکترها و نقششان در تیم امنیتی از آن فیلم کپی شده است.

حتی برخی دیالوگ ها نیز مو به مو در این فیلم آورده شده است. دوربین هم گاهی به مانند «ماجرای نیمروز پشت دیوار و شاخ و برگ و کرکره و پرده و ماشین‌ها کاشته شده و گاهی نیز اینگونه نیست و بدون کاور عریان شده است. حتی طراح صحنه و لباس هر دو فیلم هم یکی است. بازسازی لوکیشن های خارجی در سال ۶۱ هم هزینه ی بسیاری برای تولید فیلم برداشته است. چهره پردازی نیز گاهی از تغییر آرایش مو و ریش در بین سال های ۵۷ تا ۶۱ عقب مانده است و گاه در سال های قبل انقلاب مانده است. اینجا دوربین راحت تر وارد مراحل بازجویی ها می شود. اینجا اما دیگر با تیم حرفه ای بازیگران ماجرای نیمروز روبه رو نیستیم. اگرچه در « ماجرای نیمروز سینما می بینیم اما اینجا یک ساختار تلویزیونی را شاهد هستیم.

اینکه موضوعات مهم و پرونده های بزرگ انقلاب برای ساخت فیلم انتخاب شود خیلی هم خوب است اما اینجا ما با مدیوم سینما کار داریم و نباید فیلم های نهادهای انقلابی به لحاظ فرمال و محتوا به هم شبیه شوند تا اینگونه، وقایع نگاری تاریخ هنر انقلاب بهتر تصویر شود.



اینطور که اثر به ما نشان می دهد، تِم فیلم، نفوذ عناصر داخلی در بدنه ی انقلاب و کشف خائنین است. نفوذی که در ابتدای انقلاب به لباس نظامی ها وارد می شد و نفوذی که الان بعد گذشت ۴۰ سال، استمرار دارد و به لباس شخصی ها در میان مسئولین سیاسی و مدیران فرهنگی و  بازاری ها و اهالی هنر انجامیده است.

پس از تماشای فیلم، نشست پرسش و پاسخ در ساعت ۱۵:۴۰ برگزار شد.
ربیعی در ابتدای این نشست گفت: برای این فیلم زحمت زیادی کشیده شده و سه سال پژوهش آن زمان برد و 6 ماه درگیر تولید بودیم.
آرش خوشخو(منتقد) هم درباره این فیلم گفت: «لباس‌شخصی» نوری به ماجراهایی که در تاریخ ما مغفول مانده است، می‌تاباند. این فیلم پر زحمت و پر وسواس ساخته شده و در بازگویی زوایای پنهان تاریخ خودش را دچار سانسور نکرده است و از خط قرمزها عبور کرده است.

در ادامه ربیعی درباره سکانس‌‌های حذف شده فیلم توضیح داد: حدود سه سکانس و 6دیالوگ از فیلم حذف شده است. دلایلش را نمی‌توانم بگویم. فشارهایی از درون برای حذف این سکانس‌ها بود اما این فشارها از طرف سازمان اوج و تهیه‌کننده نبود.
او تاکید کرد: از طرف سازمان و تهیه کننده هیچ فشاری بر ما نبوده است و  بین ما هیچ اختلافی نیست.
والی‌نژاد هم در این باره توضیح داد: اگر آن سکانس‌ها را حذف نمی‌کردیم به زمان فیلم لطمه وارد می‌خورد. در این فیلم سانسوری از سوی هیچ نهادی صورت نگرفت.


ربیعی  در پاسخ به سوالی درباره شباهت بازی نقش اول فیلم به بازی نوید محمدزاده گفت: قیاس بازیگر نقش اول فیلم من با نوید محمدزاده باعث خوشحالی ماست. کاراکتر مهدی نصرتی شبیه به کاراکترهایی است که نوید محمدزاده ایفا کرده است.
نصرتی هم درباره حضور خود در «لباس شخصی» توضیح داد: من دوست ندارم شبیه هیچ بازیگری باشم و این نوع بازی را برای این نقش انتخاب کردم. به جزئیات این نقش فکر کردم و برای رسیدن به شخصیت تمرین زیادی کردم. از دوستان می‌خواهم کمی صبور باشند؛ دیگر انتخاب‌های من در بقیه فیلم‌ها را ببینند و بعد درباره بازی من نظر بدهند.
ربیعی درباره استفاده از جلوه‌‌های بصری فیلم و تداوم فیلمسازی ‌اش درباره سوژه‌های سیاسی گفت: خیابان انقلاب ما کاملا دکور و پرده سبز است. من به سوژه‌های سیاسی و این ژانر علاقمندم. این روند را از فیلم‌های کوتاهم شروع کرده‌ام و در آینده هم علاقه به ساخت فیلم در این فضا دارم.


در ادامه جواد مطوری درباره جلوه‌های ویژه بصری فیلم توضیح داد: فضای دهه شصت از فضای روز دور است. بسیاری از لانگ‌شات‌ها را با کمک عوامل سعی کردیم از طرق فضاسازی و گرافیک اتمسفر دهه شصت به تصویر بکشیم. تصاویر بندرانزلی و لانگ‌شات خیابان انقلاب به طور کامل بازسازی شد و در جلوه‌های بصری ساخته شد.
ربیعی درباره همراهی حاتمی‌کیا با این پروژه گفت: ابراهیم حاتمی‌کیا دیر به پروژه پیوست و در بازنویسی و کارگردانی به ما کمک کرد و من ممنون او هستم. من می‌خواستم با توجه به سوژه فیلم پیش زمینه‌ای نسبت به بازیگرانم وجود نداشته باشد و البته هزینه کمتری درباره بازیگران بدهم. همچنین قصدم معرفی بازیگران جدید به سینما بود. چرا باید حلقه انتخاب بازیگر محدود به چند نفر باشد. یکی از کارکردهای جشنواره فیلم فجر باید معرفی بازیگران جدید باشد.
دانش بهزادی هم درباره شباهت نقش نصرتی به نوید محمدزاده متذکر شد: نوید، بازیگر توانمندی است اما به نظرم شبیه دانستن بازی این دو نفر درست نیست. از نظر من چنین قضاوتی نشانه تنبلی در پرداختن به بازی مهدی نصرتی است.
او در ادامه گفت: به نظرم بازیگران تئاتر دربازیگری متخصص هستند وامیرعباس ربیعی این شجاعت را داشت که به این سو بیاید و از بازیگران تئاتری در اولین فیلم خود استفاده کند.


دانش بهزادی درباره ایفای نقش خود در«لباس شخصی» گفت: من بعد از بیست سال بازی در تئاتر، می‌ترسیدم که برای پذیرش این نقش پا پیش بگذارم. اما آقای ربیعی را می‌شناختم و خوشحالم که با این فیلم به سینما معرفی شدم.
خوشخو در ادامه نشست متذکر شد: من دلم می‌خواهد فیلم با نسخه کامل پخش شود و مهندسی کردن حقایق و وقایع واقعی تاریخی مکافاتی دارد. دوست دارم فیلم را کامل ببینیم.
ربیعی درباره روند تحقیقاتش گفت: برای انتخاب سوژه، ابتدا قصه من را جذب می‌کند، نه مضمون. من برای ساخت فیلم تحقیقات فراوانی انجام دادم و در پژوهش‌هایم محدود‌ترین سند، خاطرات آقای ری شهری بود. اگر بخواهم منابع را بیان کنم بسیار است.

تهیه کننده فیلم «لباس شخصی»، «حبیب الله والی‌نژاد» در این نشست خبری متنی را قرائت کرد و اظهار داشت: با درود و ادای احترام به مردم مهربان و داغدارِ سرزمینم و با سلام به اشک‌های همچنان جاریِ غمِ از دست دادنِ جهان مردِ قهرمانِ ایران زمین، در ترور وحشیانه سردار حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس و با درود به صبر و استقامتِ خانواده‌های داغدیدۀ مسافرانِ پروازِ اوکراین و ادای ادب و تواضع به پیشگاهِ خانواده‌هایی که در مراسم تشییع شهدا در کرمان در غمِ فقدانِ عزیزانشان نشستند و نیز با احترام به مردم سیل زدۀ دیار مؤمنین، سیستان و بلوچستانِ عزیز.
وی با بیان چند نکته کوتاه گفت: افتخارِ معرفی و میدان دادن به هنرمندان جوان و اصطلاحاً «کار اوّلی‌ها» از «ایستاده در غبار» شروع و تا «لباس شخصی» استمرار داشته است، این امر برای سازمان اوج نه صرفاً یک افتخارِ زودگذر و تبلیغاتی است؛ بلکه یک ضروررت و یک راهبرد جدی و کلیدی در تولیدات فیلم و سریال و مستند و انیمیشن است که البته با راه اندازی مرکز جدیدی به نام عصر، توجه و سرمایه گذاری مضاعفی بر روی جوانان خواهیم داشت.
تهیه کننده لباس شخصی افزود: نیم نگاهی به مضامین برخی آثار موجود در همین جشنوارۀ فعلی مشخص می‌کند، کدام آثار پشت مسئله‌ها و دغدغه‌های اصلی مردم ایستاده‌اند و در بازنماییِ گرفتاری‌ها و مشکلاتِ اساسی مردم، بی‌تعارف و صریح ظاهر شده اند و کدام آثار بر خلاف شعار‌ها و ادعا‌های سازندگانشان، پشت به مردم کرده اند و در باتلاقِ درونیاتِ فردیِ خود دست و پا زده‌اند.
والی‌نژاد ادامه داد: سهم دانشجویانی که ژن خوب ندارند، دانش آموزانی که شهریه مدارس لاکچری را ندارند، روستاییان و اهالی شهر‌های کوچک که دسترسی قدرتمندی به امکانات ملّی ندارند، کارگرانی که صدای رسایی ندارند، کارمندانی که فرار از مالیات ندارند، و در یک کلمه شهروندان معمولی این کشور که صاحبان اصلی این کشور و انقلابند در چند درصد آثار سینمایی لحاظ شده است؟


وی خاطرنشان کرد: موضوع گرانی ناگهانی بنزین، مشکلات معیشتی، بُحران موسسات مالی و اعتباری، سوء مدیریت اجرایی در مواجهه با مشکلات کشاورزان، در کجای قصه‌ها و روایت‌های سینمای فعلی ماست؟
تهیه کننده فیلم لباس شخصی تاکید کرد: از مردم و مخاطبین واقعیمان گرفته‌ایم و به دنبال جایزه جشنواره‌ها نبوده و نیستیم؛ ولی وقتی لباس شخصی را با معدّل و میانگین ترازِ فیلم‌های حاضر در سودای سیمرغ مقایسه می‌کنیم، به گواهی بسیاری از منتقدین و اصحاب هنر و رسانه، اگر این اثر از برخی آثار موجود بالاتر نباشد، قطعاً پایین‌تر هم نیست.
والی نژاد گفت: اوج و آثارش قربانیِ نگاهِ غیرحرفه‌ایِ، محافظه کار و مصلحت سنج تصمیم گیرانی می‌شود که حاضرند چشمشان را بر برتری‌های این اثر ببندند و در زیر فشار‌های بیرونی، آن را ذبح کنند.
وی اظهار داشت: تمرکز لباس شخصی بر خیانت خواص و خط نفوذ است. آیا این خط با پایان دهۀ شصت به پایان رسید؟ جواب این سؤال را به وجدان‌های بیدارِ و حسّاس مخاطبین می‌سپاریم.
تهیه کننده فیلم لباس شخصی عنوان کرد: خدا را شکر که اوج در آثار و تولیداتش، راه حل هم می‌دهد و قهرمانان قصه‌های اوج، گَرد ناامیدی، یأس و بن بست به جامعه پُمپاژ نمی‌کنند. البته ما دیکتۀ نوشته شده ایم. نوشته هایی که ممکن است غلط هم داشته باشند. لیکن راه اصلاحِ کارها، گفتگو و همدلی و رفاقت و دلسوزی است نه اینکه از مدت‌ها قبل از جشنواره، پیج‌ها و تریبون‌های خود را به سمت یکدیگر نشانه‌گیری کرده و با کینه و نفرت و تهمت، بر سیمای مهربان و دردمند مردم سیلی عفونت بزنیم.
والی نژاد تصریح کرد: اوج، تا همیشه به احترام مردمِ این سرزمین در کنارشان و در کنار سینمای آرمانی و میهنی این دیار، تمام قد خواهد ایستاد و هیچگاه، شادی و جشنِ مردمِ داغدیده را با تحریم و سیاه نمایی به عزا مبدّل نخواهد کرد.

گزارش از: تورج اردشیری نیا


کد خبرنگار : 23


لباس شخصی     سینما     جشنواره     فاش نیوز                            




نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.